تاثیر جنگ ایران به اقتصاد ایران

در جنگ تحمیلی سوم دشمن علاوه بر اهداف نظامی خلاف قوانین بین‌الملل به گلوگاه‌های اقتصادی کشور نیز حمله کرد. در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه صرفا چند آسیب کوچک به بنگاه‌های اقتصاد وارد شد. اما در این جنگ دشمن مجتمع‌های تولیدی بزرگ و ارزآور کشور را ناجوانمردانه با هدف افزایش حداکثری هزینه جنگ برای ایران مورد حمله قرار داد. در پی این حملات ۳۱ شرکت بزرگ بازار سهام مورد تهاجم دشمن قرار گرفتند.

مجموع ارزش بازار این شرکت‌ها در حدود ۲هزار و ۲۲۶همت معادل ۱۴.۲میلیارد دلار برآورد می‌شود. البته شرکت پتروشیمی بندرامام که بزرگ‌ترین واحد تولیدی منطقه ماهشهر محسوب می‌شود به‌دلیل بورسی نبودن در این گزارش  درج نشده است. صنعت محصولات شیمیایی بیشترین میزان آسیب را در جنگ اخیر متحمل شد. مجموع ارزش بازار شرکت‌های پتروشیمی مورد حمله در این جنگ به میزان  ۱هزار و ۱۸۹همت بوده است. برخی شرکت‌ها همچون آریاساسول در جنگ اخیر آسیب ندیده‌اند. با این حال از آنجا که دو واحد یوتیلیتی مبین و فجر که عهده‌دار انتقال انرژی به واحدهای پتروشیمی عسلویه و ماهشهر هستند در جنگ اخیر آسیب دیده‌اند در پتروشیمی آریا نیز توقف تولید صورت گرفته است. پنج شرکت بزرگ فولادی ایران با مجموع ارزش بازار ۶۰۰همت در جنگ اخیر مورد حمله دشمن قرار گرفتند.

براساس اظهارات کارشناسان حداقل هر واحد تولیدی به میزان ۳ ماه زمان برای بازگشت به چرخه کامل ظرفیت تولیدی خود احتیاج دارد. در این بین برخی شرکت‌ها نیز اذعان کردند تا چند سال نمی‌توانند به ظرفیت تولیدی پیش از جنگ بازگردند. از آنجا که شرکت‌های آسیب دیده در جنگ اخیر جزو صنایع مادر و اثرگذار بورسی بوده‌اند و عمدتا علاوه بر تامین ماده‌اولیه صنایع پایین‌دست ارزآوری قابل‌توجهی نیز برای کشور به همراه داشته‌اند آسیب به این بخش حداقل در کوتاه‌مدت اثرات مخربی را برای اقتصاد ایران به همراه خواهد داشت.

در این گزارش ضمن بررسی ابعاد تخریب در هر شرکت نوع فعالیت و کاربرد محصولات هریک از مجتمع‌های تولیدی آسیب دیده به تفسیر بیان شده است. 

 تعرض دشمن به بزرگ‌ترین صنعت ایران

پتروشیمی‌ها قلب تپنده اقتصاد ایران هستند. دشمن در جهت به حداکثر رساندن هزینه جنگ برای ایران مهم‌ترین گلوگاه اقتصادی آن یعنی مجتمع‌های پتروشیمی کشور را در جنگ اخیر هدف قرار داد. صنعت پتروشیمی چه در بازار سهام و چه در اقتصاد ایران بیشترین ارزش بازار را داراست و همین‌طور بالاترین میزان ارزآوری در ایران از طریق شرکت‌های پتروشیمی کسب می‌شود. با کمال تاسف در جنگ اخیر بخش عمده‌ای  از شرکت‌های پتروشیمی ایران مورد حمله دشمن قرار گرفتند و بر اثر این حملات خطوط تولیدی آنها از کار افتاد.

برخی منابع اظهار می‌کنند که صنعت پتروشیمی ایران در جنگ اخیر آسیب شدیدی دیده  است. آمارهای رسمی حکایت از آن دارد که ۱۰ غول بزرگ پتروشیمی ایران که مجموعا یک‌هزار و ۱۸۹همت از ارزش بازار بورس ایران را تشکیل می‌دهند در جنگ اخیر مورد حمله قرار گرفتند.

پتروشیمی پردیس با نماد «شپدیس» به‌عنوان بزرگ‌ترین اوره ساز خاورمیانه با ارزش بازار ۳۰۵همت بزرگ‌ترین پتروشیمی بورسی بود که در حملات اخیر با آسیب جدی مواجه شد. این شرکت در قلب بندر عسلویه با سه خط تولید اوره همواره حتی در فصول قطعی گاز به فعالیت خود ادامه داده و به دلیل موقعیت جغرافیایی بیش از ۸۵درصد از تولیدات خود را صادر می‌کند. در حملات اخیر خطوط تولید این شرکت از کار افتاد.

علاوه بر پردیس شرکت همسایه آن یعنی پتروشیمی نوری نیز در این جنگ مورد تهاجم دشمن قرار گرفت. پتروشیمی نوری در آخرین روز کاری بازار سهام مورخ ششم اسفند ماه با ارزش بازار ۲۷۳همت معامله شد و سومین شرکت بزرگ بورسی است که در جنگ تحمیلی سوم مورد حمله قرار گرفته است. شاید کمتر فعال بورسی باشد که نام پتروشیمی نوری را نشنیده باشد. نوری همواره نماد ثبات و پایداری است. این شرکت در طی سال‌ها فعالیت خود توانسته با تولید مواد اولیه صنایع پایین‌دست نقشی اساسی در اقتصاد کشور ایفا کند. از طرفی در بخش صادرات نیز شرکت نوری همواره در زمره شرکت‌های بزرگ صادرات‌محور ایران قرار دارد. متاسفانه در حملات اخیر به شهرک صنعتی عسلویه این پتروشیمی بزرگ ایران نیز آسیب قابل‌توجهی را متحمل شد.

پتروشیمی آریاساسول که جزو شرکت‌های بزرگ پتروشیمی ایران محسوب می شود  نیز در شهرک صنعتی عسلویه فعالیت دارد. براساس آنچه که در مجمع عمومی صاحبان سهام این شرکت عنوان شد خطوط تولید آریا ساسول آسیب ندیده است. توقف تولید این شرکت صرفا به‌دلیل قطع منبع یوتیلیتی است. از آنجا که مبین انرژی خلیج فارس تامین خوراک پتروشیمی‌های عسلویه را برعهده دارد حمله دشمن به مبین فعالیت پتروشیمی‌های فعال در عسلویه را با اختلال مواجه کرده است. ارزش بازار پتروشیمی آریا در آخرین روز فعالیت پیش از جنگ به میزان ۱۲۱ همت بوده و جزو شرکت‌های بزرگ بیش از ۱۰۰همتی بورس تهران است.

شرکت پتروشیمی جم با ارزش بازار ۷۸همت پنجمین پتروشیمی بزرگ بورسی است که در جنگ اخیر آسیب بالایی را متحمل شده است.   پتروشیمی جم پیلن با ارزش بازار ۳۸هزار و ۸۰۰میلیارد تومان نیز دیگر پتروشیمی بورسی است که در جنگ ۴۰ روزه مورد حمله دشمن قرار گرفت و فعلا از مدار تولید خارج شده است.

شرکت زاگرس به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده متانول در سطح خاورمیانه و جزو سه شرکت بزرگ تولید متانول در سطح جهان در جنگ رمضان با آسیب جدی به خطوط تولید خود همراه شد. این شرکت در فصول سرد سال به دلیل کمبود گاز همواره با تعطیلی کامل خط تولید همراه بوده است. متاسفانه بر اثر حملات ناجوانمردانه دشمن  آمریکایی -  صهیونی  هردو خطوط تولید متانول شرکت بزرگ زاگرس از مدار خارج شده است. ارزش بازار شرکت زاگرس ۲۴همت است. هرچند که در مقایسه با سایر پتروشیمی‌های بازار سهام ارزش بازار این شرکت کم است اما از منظر اثرگذاری این شرکت اثر بالایی در اقتصاد دارد. بیش از ۹۰درصد درآمد زاگرس از محل صادرات تامین می‌شود که حالا با بسته شدن خطوط تولید این شرکت این صادرات نیز در حالت تعلیق قرار دارد.

 منطقه پتروشیمی ماهشهر به تنهایی یک مجموعه کامل پتروشیمی در ایران است. تمامی پتروشیمی‌های مورد اشاره در بالا در یک طرف و پتروشیمی‌های حاضر در ماهشهر در یک طرف ترازو قرار دارد. بر این اساس ماهشهر را می‌توان قلب پتروشیمی ایران دانست. این مجتمع شامل ۲۱مجتمع فعال پتروشیمی است که مجموع ظرفیت تولید آنها به میزان ۲۵میلیون و ۸۰۰هزار واحد است و سالانه ۲۵درصد از تولید کل صنعت پتروشیمی ایران را تشکیل می‌دهند. پتروشیمی بندرامام بزرگ‌ترین واحد تولیدکننده ماهشهر است. ظرفیت تولید سالانه این مجتمع پتروشیمی ۶.۵میلیون تن است و عمدتا پلی اتیلن پی وی سی و لاستیک مصنوعی تولید می‌کنند. دومین واحد بزرگ پتروشیمی ماهشهر مارون است. این شرکت با ظرفیت ۴.۵میلیون تن در سال عمدتا محصولات اتان و پلیمر تولید می‌کنند که این محصولات خوراک صنایع پایین‌دستی همچون پلاستیک نساجی و مواد شیمیایی است. پتروشیمی اروند سومین تولیدکننده بزرگ پتروشیمی ماهشهر با ظرفیت اسمی سالانه ۲.۸میلیون تن است. تمرکز اروند عمدتا بر تولید پی وی سی و مواد اولیه صنعت شوینده است. پتروشیمی امیرکبیر که ظرفیت تولید سالانه ۱.۸میلیون تن را داراست چهارمین واحد بزرگ ماهشهر بوده است که در جنگ تحمیلی سوم مورد تجاوز دشمن قرار گرفته است.

این واحد تولیدی عمدتا پلی اتیلن و بوتالین تولید می‌کند که در ساخت صنایع پلاستیک و لاستیک کاربرد دارد. پتروشیمی بوعلی سینا با نماد «ابوعلی» دیگر واحد بزرگ ماهشهر است که در این جنگ مورد حمله قرار گرفت. ظرفیت سالانه این شرکت ۱.۷میلیون تن بوده و محصولات آروماتیکی همچون پارازایلین و بنزن تولید می‌کند.

پتروشیمی تندگویان نیز واحد تولیدی دیگر ماهشهر است که با ظرفیت ۱.۵میلیون تن در سال گرید بطری و گرید الیاف تولید می‌کند که در صنایع بسته بندی و نساجی کاربرد دارد. تندگویان نیز در حمله اخیر آسیب جدی را متحمل شد. مجتمع فجر ۱ و ۲ به تنهایی وظیفه تامین خوراک مجموعه پتروشیمی‌های فعال در ماهشهر را به عهده دارند. خوراک پتروشیمی‌ها عمدتا شامل برق گاز آب و گاز اکسیژن است. دو واحد تولیدی فجر در جنگ تحمیلی سوم توسط دشمن دو مرتبه مورد حمله ناجوانمردانه قرار گرفت و به‌طور کامل از مدار خارج شد. ارزش بازار شرکت فجر در حدود ۵۰همت است. هرچند ارزش بازار فجر نسبت به غول‌های پتروشیمی ایران کم است اما با توجه به محدود بودن واحدهای یوتیلیتی در ایران آسیب به این شرکت می‌تواند مانع از سوخت رسانی به سایر واحدهای پتروشیمی ایران شود. پتروشیمی‌های فن‌آوران و تخت جمشید نیز از دیگر واحدهای تولیدی ماهشهر هستند که در این جنگ مورد هدف قرار گرفتند و از چرخه تولید خارج شدند.

وقفه یکساله در دو فولاد بزرگ ایران

صنعت فولاد به‌عنوان یکی از صنایع بزرگ ایران از منظر صادرات و ارزآوری محسوب می‌شود. پنج شرکت فولادی بزرگ ایران در این جنگ تحمیلی مورد حمله دشمن قرار گرفتند. این پنج شرکت مجموعا 600همت از مجموع ارزش بازار بورس تهران را تشکیل می‌دهند که نشان می‌دهد عمدتا شرکت‌های اثرگذار و بزرگ فولادی کشور تحت حمله دشمن قرار گرفته است. فولاد بدلیل خواص متنوع، استحکام بالا و هزینه تولید پایین در 15 صنعت پایین‌دست مورد استفاده قرار می‌گیرد. بیشترین کاربرد فولاد در صنایع خودروسازی، ساختمان سازی، لوازم آشپزخانه و لوازم خانگی، تجهیزات مکانیکی، صنایع دریایی و الکترونیکی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اولین و بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد کشور یعنی فولاد مبارکه اصفهان در جنگ 40 روزه دو مرتبه مورد حمله قرار گرفت. در نوبت اول آسیب عمدتا به یکی از مجتع‌های تولیدی وارد شد. با این حال در حمله دوم متاسفانه کلیه بخش‌های تولیدی این غول فولادی ایران مورد آسیب قرار گرفت. براساس اطلاعات آخرین روز معاملاتی فولاد مبارکه اصفهان در تاریخ ششم اسفند ماه 1404، ارزش بازار این شرکت به میزان 503همت بوده است و در زمره ده شرکت بزرگ بورسی کشور با مارکت بیش از 100همتی بوده است. فولاد مبارکه اصفهان ظرفیت تولید بیش از 12.85میلیون تن آهن اسفنجی، 12.5میلیون تن فولاد و همین‌طور 6.8میلیون تن نورد گرم را داراست. بیش از 60هزار نفر پرسنل و پیمانکار در فولاد مبارکه اصفهان مشغول به فعالیت هستند. این شرکت بزرگ‌ترین تولیدکننده ورق‌های فولادی تخت در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و همین‌طور بزرگ‌ترین تولیدکننده آهن اسفنجی در جهان است. فولاد مبارکه اصفهان یک زنجیره کامل فولادی است که از سنگ تا رنگ، فرآیند تولید فولاد را به‌صورت کامل در داخل کشور به انجام می‌رساند. علاوه بر این در زمینه صادرات نیز فولاد مبارکه اصفهان یکی از پیشتازان صادرات فولاد در کشور است. حالا این مجتمع بزرگ فولادی کشور بر اثر حمله دشمن آمریکایی صهیونی خطوط تولید خود را از دست داده است. به گفته روابط عمومی فولاد مبارکه حداقل یکسال تا بازگشت کامل فولاد به زنجیره تولید زمان نیاز است.

 حمله به فخوز

یکی دیگر از بزرگان فولادی کشور که در جنگ تحمیلی سوم مورد حمله دشمن قرار گرفت، شرکت فولاد خوزستان با نماد «فخوز» است. ارزش بازار  این شرکت براساس آخرین روز معاملاتی در تاریخ ششم اسفند ماه 1404، به میزان 49همت بوده است. این واحد تولیدی یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین تولیدکنندگان فولاد خام در ایران است. بیش از 10هزار نفر در این مجتمع فولادی مشغول به کار هستند. نوع حمله دشمن به این شرکت نیز همچون فولاد مبارکه اصفهان در دو مرتبه صورت گرفت و برای دومین بار به‌طور کامل خطوط تولیدی فولاد خوزستان از کار افتاد. محصولات تولیدی فولاد خوزستان شامل بیلت و اسلب می‌شود که به‌عنوان ماده اولیه تولید سایر مقاطع فولادی به کارخانه‌های دیگر به فروش می‌رسد. از منظر صادرات شرکت فولاد خوزستان در مقاطعی گوی سبقت صادرات را حتی از فولاد مبارکه اصفهان نیز ربوده است. متاسفانه طبق اعلام روابط عمومی این شرکت حداقل تا یکسال فولاد خوزستان به چرخه تولید باز نخواهد گشت.

شرکت فولاد آلیاژی ایران با نماد «فولاژ» از دیگر تولیدکنندگان فولاد کشور بود که در این جنگ آسیب دید. ارزش بازار این شرکت به میزان 18.5همت است. فولاد آلیاژی عمدتا در صنایع هوایی و فضایی، خودروسازی، ساختمانی و تولید ابزار آلات کاربرد دارد. فولاد کویر چهارمین تولیدکننده فولاد کشور بود که در جنگ تحمیلی سوم مورد حمله دشمن قرار گرفت. فولاد کویر که در بازار سهام با نماد «کویر» شناخته میشود با ارزش بازار 8.2همتی در تابلوی بورس ارزش گذاری شده است. این شرکت بزرگ‌ترین تولیدکننده میلگرد شاخه و کلاف در کشور است که در حال حاضر 10درصد از میلگرد کشور را تامین می‌کند. فولاد هرمزگان نیز که در بورس تهران با نماد «هرمز» شناخته می‌شود و ارزش بازار 21هزار و 700میلیارد تومانی را داراست، در این جنگ مورد حمله دشمن متجاوز قرار گرفت. این شرکت که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد در ایران بوده و در منطقه ویژه اقتصادی بندرعباس واقع شده است سهم بالایی از بازار میلگرد و اسلب فولادی در اختیار دارد.

 پالایشگاه‌های مورد تعرض در جنگ

سومین صنعت با اهمیت در اقتصاد ایران فرواروده‌های نفتی یا همان پالایشگاه‌ها هستند. دو پالایشگاه بزرگ ایران در این جنگ مورد تعرض دشمن قرار گرفت. انبار نفت شتران در همان روزهای نخست جنگ مورد حمله قرار گرفت. خوشبختانه خطوط تولید این پالایشگاه آسیبی ندیده و فقط انبارهای نفت آن دچار آتش سوزی شده است. این پالایشگاه ارزش بازار 200همتی را داراست و جزو بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های کشور است. دومین پالایشگاه که در روز پس از آتش‌بس مورد تعرض قرار گرفت پالایشگاه لاوان با نماد شاوان بود. این پالایشگاه با ارزش بازار 19همتی ارزش گذاری شده است. البته به گفته معاون وزیر نفت تاسیسات آسیب دیده لاوان ظرف 2 ماه به 70 تا 80درصد ظرفیت قبل باز خواهد گشت.

 دو آسیب دیده استان مرکزی

در شب قبل از آتش‌بس شرکت‌های مهمی از استان مرکزی مورد حمله دشمن قرار گرفتند. شرکت ماشین‌سازی اراک با نماد «فاراک» که با ارزش بازار 2.7همتی معامله می‌شود در این شب مورد حمله قرار گرفت و خطوط تولیدی آن از کار افتاد. شرکت صنایع آذراب اراک نیز در این شب آسیب دید و خطوط تولیدی آن متوقف شد. این شرکت ارزش بازاری 1.6همتی را داراست و جزو شرکت‌های مهم کشور محسوب می‌شود.  با این اوصاف دو شرکت بزرگ و مهم اقتصادی ایران با مجموع ارزش بازار 6 هزار و 300 میلیارد تومان در استان مرکزی در شب پیش از آتش‌بس مورد حمله دشمن قرار گرفتند.

منبع: دنیای اقتصاد

کد خبر : 1778679

 

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، چهل روز گذشته برای بسیاری از مردم ایران با خبرهایی از انفجار، دود و توقف تولید در مجتمع‌های پتروشیمی در اثر حملات نظامی همراه بوده است؛ اما آنچه در سطح جامعه جریان دارد فراتر از یک خبر صنعتی است. در شهرهای کارگری جنوب، از ماهشهر تا عسلویه، نگرانی آرامی در میان خانواده‌هایی شکل گرفته که زندگی‌شان به این صنعت گره خورده است. پتروشیمی برای آنها فقط یک کارخانه نیست؛ منبع درآمد، آینده فرزندان و ستون اقتصاد محلی است. وقتی واحدهای تولیدی خاموش می‌شوند، اضطراب به تدریج از محوطه صنعتی به خانه‌ها، بازارها و خیابان‌های شهر منتقل می‌شود؛ جایی که کارگران درباره شیفت‌های کاری، پیمانکاران درباره پروژه‌های متوقف‌شده و مغازه‌داران درباره کاهش مشتریان صحبت می‌کنند. بحران‌های صنعتی اغلب پیش از آنکه در آمارهای اقتصادی دیده شوند، در همین گفتگوهای روزمره و در نگرانی‌های آرام یک جامعه کارگری خود را نشان می‌دهند.

وقتی شریان‌های صنعت قطع می‌شوند

در اقتصادهای مدرن، برخی صنایع فقط یک بخش تولیدی نیستند؛ آنها شریان‌های حیاتی‌اند. اگر از کار بیفتند، ضربان بخش بزرگی از اقتصاد کند می‌شود. صنعت پتروشیمی در ایران یکی از همین شریان‌هاست. صنعتی که نه فقط در صادرات و درآمد ارزی نقش دارد، بلکه مواد اولیه هزاران کارخانه کوچک و متوسط را تأمین می‌کند.

در چهل روز گذشته، ده مجتمع بزرگ پتروشیمی ایران در نقاط مختلف کشور — از ماهشهر و عسلویه در جنوب تا تبریز در شمال‌غرب — هدف حملات موشکی قرار گرفته‌اند و بخش‌هایی از ظرفیت تولید آنها از مدار خارج شده است. نام این مجتمع‌ها برای بسیاری از مردم شاید صرفاً نام چند کارخانه صنعتی باشد: ماهشهر، پارس جنوبی عسلویه، تبریز، مرودشت، کنگان، مهر، کاویان، دماوند، برزویه و آپادانا. اما در ساختار اقتصاد ایران، این مجتمع‌ها ستون‌های یک زنجیره صنعتی عظیم به شمار می‌روند.

برای درک ابعاد واقعی این بحران، باید از دیوارهای این کارخانه‌ها فراتر رفت؛ زیرا اثر توقف تولید پتروشیمی، به‌صورت لایه‌به‌لایه در اقتصاد پخش می‌شود، ابتدا در اشتغال، سپس در تولید صنعتی، بعد در قیمت کالاها و نهایتاً در زندگی روزمره مردم.

لایه اول بحران: کارگران و کارکنان صنعت

هر مجتمع بزرگ پتروشیمی در ایران معمولاً بین دو تا پنج هزار نیروی مستقیم دارد. این نیروها ترکیبی از کارگران ماهر، اپراتورهای واحدهای فرآیندی، مهندسان شیمی و مکانیک، تکنسین‌های ابزار دقیق، کارکنان آزمایشگاه‌ها، نیروهای ایمنی و آتش‌نشانی صنعتی، و کارکنان اداری و مالی هستند.

اما اشتغال در صنعت پتروشیمی فقط به همین افراد محدود نمی‌شود. این مجتمع‌ها شبکه‌ای گسترده از پیمانکاران و شرکت‌های خدماتی را در اطراف خود شکل داده‌اند. شرکت‌های تعمیرات صنعتی، پیمانکاران پروژه، شرکت‌های مهندسی، خدمات حمل‌ونقل جاده‌ای و ریلی، شرکت‌های بندری، خدمات تغذیه و اقامتی، و حتی خدمات شهری شهرهای صنعتی به فعالیت این مجتمع‌ها وابسته‌اند.

در اقتصاد انرژی، یک قاعده شناخته‌شده وجود دارد، برای هر شغل مستقیم در صنایع بزرگ، چندین شغل غیرمستقیم ایجاد می‌شود. در مورد پتروشیمی‌ها این ضریب معمولاً بین سه تا پنج برابر است.

به این ترتیب، اگر ده مجتمع بزرگ پتروشیمی از مدار تولید خارج یا دچار اختلال شوند، حدود بیست تا چهل هزار شغل مستقیم و چیزی در حدود صد تا دویست هزار شغل غیرمستقیم ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.

در شهرهایی مانند ماهشهر، بندر امام، عسلویه و کنگان که اقتصاد محلی آنها به‌شدت به صنعت انرژی وابسته است، چنین اختلالی فقط یک مسئله صنعتی نیست؛ بلکه به سرعت به یک مسئله اجتماعی تبدیل می‌شود. کاهش فعالیت مجتمع‌ها می‌تواند به معنای کاهش قراردادهای پیمانکاری، کاهش شیفت‌های کاری و در برخی موارد تعلیق پروژه‌های صنعتی باشد. این تغییرات به‌طور مستقیم بر درآمد خانواده‌های کارگری اثر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، نخستین نشانه‌های بحران در زندگی روزمره کارگران دیده می‌شود، کاهش اضافه‌کاری‌ها، تأخیر در پروژه‌ها و محدود شدن فرصت‌های شغلی در منطقه.

لایه دوم بحران: صنایع پایین‌دستی

اگر صنعت پتروشیمی را به یک درخت تشبیه کنیم، مجتمع‌های بزرگ تنه اصلی آن هستند و صنایع پایین‌دستی شاخه‌های گسترده آن. توقف تولید در تنه، به سرعت شاخه‌ها را نیز خشک می‌کند.

مواد اولیه بسیاری از صنایع ایران از همین مجتمع‌ها تأمین می‌شود. پلی‌اتیلن، پلی‌پروپیلن، PVC، PET، انواع رزین‌ها و مواد شیمیایی پایه، خوراک تولید هزاران کارخانه در کشور هستند.

در ایران حدود ده تا پانزده هزار واحد صنعتی کوچک و متوسط وجود دارد که به‌طور مستقیم از محصولات پتروشیمی استفاده می‌کنند. این واحدها در حوزه‌های مختلف فعالیت دارند، تولید ظروف پلاستیکی، بسته‌بندی مواد غذایی، تولید الیاف مصنوعی، قطعات پلاستیکی خودرو، لوله‌ها و اتصالات ساختمانی، انواع رنگ و چسب، فوم‌ها و عایق‌های صنعتی.

برای بسیاری از این کارخانه‌ها، مواد اولیه پتروشیمی بیش از نیمی از هزینه تولید را تشکیل می‌دهد. بنابراین هرگونه اختلال در عرضه این مواد می‌تواند تولید آنها را به سرعت تحت تأثیر قرار دهد.

در هفته‌های نخست چنین بحرانی، کارخانه‌ها معمولاً تلاش می‌کنند با استفاده از موجودی انبارها به تولید ادامه دهند. اما اگر اختلال در تأمین مواد اولیه ادامه پیدا کند، برخی از خطوط تولید ناچار به کاهش ظرفیت یا توقف موقت می‌شوند.این همان نقطه‌ای است که بحران صنعتی از سطح کارخانه‌های بزرگ به سطح اقتصاد ملی منتقل می‌شود.

لایه سوم بحران: فشار بر بازار و قیمت‌ها

مواد پتروشیمی در زندگی روزمره مردم حضور گسترده‌ای دارند، حتی اگر این حضور کمتر دیده شود. از بطری آب و بسته‌بندی مواد غذایی گرفته تا لوله‌های ساختمان‌ها و قطعات خودروها، بسیاری از کالاهای مصرفی و صنعتی به این مواد وابسته‌اند.در نتیجه، کاهش تولید پتروشیمی می‌تواند به سرعت به افزایش قیمت در طیف وسیعی از کالاها منجر شود.

در بخش کالاهای مصرفی، نخستین افزایش قیمت‌ها معمولاً در محصولاتی دیده می‌شود که وابستگی مستقیم به پلاستیک دارند، بطری‌های نوشیدنی، ظروف یکبار مصرف، کیسه‌ها و نایلون‌ها، محصولات بهداشتی مانند پوشک و برخی لوازم خانگی پلاستیکی.

در بخش صنعت، افزایش هزینه مواد اولیه به سرعت بر قیمت کالاهایی مانند لوله‌های ساختمانی، قطعات پلاستیکی خودرو، رنگ‌ها، چسب‌ها، عایق‌ها و تجهیزات بسته‌بندی اثر می‌گذارد.

افزایش قیمت در این بخش‌ها اغلب به صورت زنجیره‌ای عمل می‌کند. هنگامی که هزینه مواد اولیه بالا می‌رود، تولیدکنندگان ناچارند قیمت محصول نهایی را افزایش دهند. این افزایش قیمت سپس در مراحل بعدی زنجیره تأمین — از توزیع تا خرده‌فروشی — تقویت می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی صنایعی که به‌طور مستقیم با پتروشیمی مرتبط نیستند نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. برای مثال، افزایش قیمت بسته‌بندی می‌تواند هزینه تولید مواد غذایی را افزایش دهد.

لایه چهارم بحران: کشاورزی و امنیت غذایی

یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده اختلال در صنعت پتروشیمی، تأثیر آن بر کشاورزی است. بسیاری از کودهای شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی، به‌ویژه کودهای نیتروژنی مانند اوره، در مجتمع‌های پتروشیمی تولید می‌شوند.

کاهش تولید یا اختلال در عرضه این کودها می‌تواند هزینه‌های کشاورزی را افزایش دهد. در کشوری که بخش مهمی از تولید محصولات کشاورزی به کودهای شیمیایی وابسته است، افزایش قیمت این نهاده‌ها ممکن است در نهایت به افزایش قیمت محصولات غذایی منجر شود.

لایه پنجم بحران: صادرات و اقتصاد کلان

پتروشیمی یکی از مهم‌ترین بخش‌های صادرات غیرنفتی ایران است. در سال‌های اخیر، این صنعت سهم قابل توجهی از درآمد ارزی کشور را تأمین کرده است.

اختلال در تولید مجتمع‌های بزرگ پتروشیمی می‌تواند به کاهش صادرات محصولات شیمیایی و پلیمری منجر شود. این کاهش صادرات در شرایطی که اقتصاد کشور به ارز حاصل از صادرات نیاز دارد، می‌تواند فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد کند.

در اقتصادهای وابسته به صادرات منابع طبیعی یا محصولات انرژی‌بر، چنین شوک‌هایی گاهی به سرعت در شاخص‌های کلان اقتصادی نیز دیده می‌شوند، کاهش درآمد ارزی، افزایش فشار بر نرخ ارز و در نهایت تشدید تورم.

لایه ششم بحران: فقر و نابرابری

در نهایت، اثر همه این تحولات در سطح زندگی مردم آشکار می‌شود. افزایش قیمت کالاها، کاهش فرصت‌های شغلی در برخی بخش‌ها و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند فشار بیشتری بر خانوارهای کم‌درآمد وارد کند.

کارگران صنایع پایین‌دستی و کارکنان پیمانکاری از نخستین گروه‌هایی هستند که در چنین بحران‌هایی آسیب می‌بینند. این گروه‌ها معمولاً حاشیه امنیت اقتصادی کمتری دارند و هرگونه اختلال در بازار کار می‌تواند به سرعت معیشت آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

اگر چنین شرایطی برای مدت طولانی ادامه یابد، احتمال افزایش نرخ فقر و گسترش نابرابری اقتصادی وجود دارد.

بحران‌های صنعتی چگونه گسترش می‌یابند

برخلاف بحران‌های ناگهانی مانند زلزله یا سیل، بحران‌های صنعتی اغلب به آرامی گسترش پیدا می‌کنند. در ابتدا ممکن است تنها چند کارخانه با کاهش تولید مواجه شوند. اما با گذشت زمان، اثرات آن در بخش‌های مختلف اقتصاد ظاهر می‌شود، در کارخانه‌هایی که مواد اولیه پیدا نمی‌کنند، در بازارهایی که قیمت‌ها بالا می‌رود، و در خانواده‌هایی که با افزایش هزینه‌های زندگی روبه‌رو می‌شوند.

آنچه در چهل روز گذشته رخ داده است، ممکن است تنها آغاز یک دوره پیچیده از پیامدهای اقتصادی باشد. بازسازی مجتمع‌های صنعتی بزرگ فرآیندی زمان‌بر است و بازگشت کامل به ظرفیت تولید ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد.

در اقتصاد جهانی امروز، صنایع بزرگ مانند پتروشیمی فقط مراکز تولید نیستند؛ آنها گره‌های حیاتی در شبکه‌های پیچیده اقتصادی‌اند. هنگامی که این گره‌ها آسیب می‌بینند، موجی از اختلال در سراسر شبکه گسترش پیدا می‌کند.

چهل روز گذشته نشان داده است که خاموش شدن چند مجتمع صنعتی می‌تواند فراتر از یک حادثه صنعتی باشد. این اتفاق می‌تواند به بحرانی تبدیل شود که اثرات آن از سواحل خلیج فارس تا کارخانه‌های کوچک در شهرهای دوردست و در نهایت تا سفره خانواده‌ها امتداد پیدا می‌کند اگر برای بحران رخ داده، برنامه ریزی نشود.

در نهایت، حمله به تأسیسات پتروشیمی تنها ضربه‌ای به چند واحد صنعتی نیست. این مجتمع‌ها ماهیتاً زیرساخت‌های غیرنظامی‌اند؛ مراکزی که کارکرد اصلی آنها تولید مواد اولیه برای صنعت، کشاورزی و کالاهای مصرفی است و هزاران کارگر، مهندس و کارمند زندگی خود را به فعالیت آنها گره زده‌اند. هدف قرار دادن چنین زیرساخت‌هایی، فراتر از یک اقدام نظامی، انتخابی است که به‌طور مستقیم معیشت غیرنظامیان را نشانه می‌گیرد. پیامد آن تنها توقف تولید نیست؛ زنجیره‌ای از بیکاری، افزایش قیمت کالاها، فشار بر صنایع کوچک، کاهش درآمد خانوارها و گسترش نااطمینانی اقتصادی در جامعه شکل می‌گیرد. به همین دلیل، آسیب به زیرساخت‌های تولیدی یک کشور اغلب پیش از آنکه در میدان‌های جنگ دیده شود، در زندگی روزمره مردم عادی و بر سفره خانواده‌ها آشکار می‌شود و هم در حال حاضر یک جنایت جنگی است و هم اثرات آن فجایع انسانی در جامعه هدف را ایجاد می کند که باعث می شود نیاز باشد نهادهای بشردوستانه جهان به این حملات واکنش نشان داده و ضمن بررسی ابعاد آن میزان محکومیت را اعلام کنند.

 

منبع : https://www.rokna.net/

نظرات کاربران

یرای ثبت نظر وارد شوید